چگونه از شرِ احساسات منفی خلاص شویم ۲

چگونه از شر احساسات منفی خلاص شویم

چگونه از شرِ احساسات منفی خلاص شویم؟ (قسمت دوم)

همانطور که در مقاله قبلی اشاره کردیم، بزرگ‌ترین دشمنان موفقیت و خوشبختی انواع احساسات منفی هستند و به این موضوع پرداختیم که «احساسات مثبت قدرت می‌بخشند، احساسات منفی قدرت را می‌گیرند.» و برای اینکه بتوانیم به موفقیت و هدف خود دست یابیم، نیاز به قدرت داریم و این قدرت از احساسات مثبت تأمین می‌شوند.

احساسات منفی باعث می‌شوند قدرت ما از بین برود، بنابراین اولین قدم این است که از شر احساسات منفی خلاص شویم تا قدرت، توان و انرژی صرفه‌جویی شده را در جهت موفقیت و دستیابی به هدف بکار ببریم.

یک قانون کلی وجود دارد، تقریبا با هر چیزی که بخواهیم مبارزه کنید، قوی‌تر می‌شود، احساسات منفی هم همینطور است، اگر بخواهید با آنها مبارزه کنید، قوی و قوی‌تر می‌شوند، پس باید از یک راهکار بهتر استفاده کرد.

یک بذر را در نظر بگیرید که تازه سر از خاک بیرون آورده، در ابتدا خیلی سست و شکننده است، یک باد شدید، پرندگان و حیوانات به راحتی می‌تواند آن را از ریشه درآورند و از بین ببرند، اما زمانی که آرام‌آرام شروع به رشد می‌کند و تبدیل به یک درخت تنومند می‌شود چی، آیا می‌توان به راحتی آن را از ریشه درآورد؟

احساسات منفی هم همینطور هستند، ابتدا خیلی ضعیف‌اند و به راحتی می‌توان آنها را در نطفه خفه کرد ولی اگر متوجه آن نشویم و یا به آن اهمیت ندهیم، کم‌کم شروع به رشد می‌کنند و قدرت می‌گیرند و در نهایت به جایی می‌رسند که می‌توانند از نظر فیزیکی، روحی و ذهنی ما را از بین ببرند، پس ایده کلی این است که:

آگاهی از احساسات منفی

ابتدا به احساسات خود توجه کنیم، حواسمان به آنها باشد، به خودمان اجازه ندهیم وارد فاز منفی شویم و اگر هم احساس منفی کردیم، سریع آن را با یک احساس مثبت جایگزین کنیم و اجازه ندهیم احساس منفی قدرتمند شود، حتی اگر در موقعیت منفی هستیم، آنجا را ترک کنیم، مثلا در یک مهمانی یک نفر باعث عصبانیت و منفی شدن ما می‌شود، اگر توان مدیریت این موقعیت را نداریم پس بهتر است آن مهمانی را ترک کنیم.

البته گاهی اوقات ممکن است یکی از نزدیکان ما باعث منفی شدن ما شود و ما هم که نمی‌توانیم او یا موقعیت را ترک کنیم، در این حالت بهتر است روی خودمان کار کنیم و خودمان را قدرتمندتر کنیم و مدیریت کردن این موقعیت را یاد بگیریم.

«ما می‌توانیم احساس منفی کنیم، ولی اجازه نداریم در احساسات منفی باقی بمانیم.»

 احساسات منفی مانند چاله هستند ، پس شرط اول این است که درون چاله‌های احساسی منفی، نیفتیم.

ما روی احساسات اسم‌های مختلف می‌گذاریم و با اینکار میزان شدت آنها را درجه‌بندی می‌کنیم، مثلا شدت تخریب احساس دلخور بودن کمتر از ناراحت بودن است، ناراحت بودن کمتر از عصبانی بودن است، پس می‌توانیم بگوییم بعضی احساسات، مانند چاله هستند، بعضی‌ها در حد چاه و بعضی هم در حد چاه‌های بی انتها.

در ادامه به چهار احساس منفی (چاه بی‌انتها) می‌پردازیم که نباید تحت هیچ شرایطی درون آنها بیفتیم.

۱- توجیه کردن

اولین چاه بی‌انتهای احساسات منفی توجیه کردن است که نباید تحت هیچ شرایطی در آن بیفتیم، شاید توجیه کردن تا حد خیلی کم قابل قبول باشد ولی مشکل از آنجا ناشی می‌شود که توجیه کردن بیشتر به این دلیل است که ما مرتکب یک اشتباه شده‌ایم، ورشکست شده‌ایم، پول از دست داده‌ایم، درس نخوانده‌ایم، مردود شده‌ایم، کسی را ناراحت کرده‌ایم، به هدف و موفقیتی که می‌خواستیم نرسیده‌ایم، درمانده و ناکام شده‌ایم، از پس مخارج خانه، بر نمی‌آییم و هزاران شرایط دیگر و حالا به جای اینکه مسئولیت کار خود را قبول کنیم، شروع می‌کنیم به تبرئه خودمان.

تقصیر را می‌اندازیم به گردن دیگران، شرایط، محیط، گذشته، پدر و مادر، معلمان، دولت، بیکاری و غیره، و کلا همه مقصرند غیر از خود ما، این کار باعث می‌شود همیشه از این موضوع ناراحت باشیم، احساس کنیم حقمان خورده شده است، احساس قربانی بودن کنیم و این احساس منفی قدرت ما را از بین ببرد.

حتما زن و شوهرهایی را دیده‌اید که مرتکب اشتباه شده‌اند و نمی‌خواهند اشتباهاتشان را قبول کنند و هر کدام دیگری را مقصر می‌داند، چند سال و حتی چند دهه می‌گذرد و آنها هنوز درون چاه هستند و دارند به همدیگر ثابت می‌کنند که مقصر نبوده‌اند.

یا افرادی که هنوز در گذشته و زمان شاه گیر افتادند، دائم در حال توضیح دادن به دیگران هستند که آن زمان خیلی موفق بودند، شرایط خوبی داشتند، همه چیز ارزان بود و …  آنها دائما ناراحت هستند و احساس خشم می‌کنند.

۲- ثابت کردن

اوه اوه اوه، «ثابت کردن» یکی از بدترین چاه‌های بی‌انتهای احساسات منفی است و بیشتر به دنبال توجیه کردن می‌آید، وقتی ما اشتباهمان را توجیه می‌کنیم، پس به دنبال آن نیاز به دلایل محکمه‌پسند داریم تا ثابت کنیم که کارمان درست بوده است و اشتباه از جانب ما نبوده است.
شاید در چاه توجیه کردن کمی امید وجود داشت که بتوانیم از آن بیرون بیاییم، ولی وقتی صحبت ثابت کردن در میان باشد، آن یک ذره امید هم از بین می‌رود و دیگر نمی‌توانیم از چاه بیرون بیاییم.

وقتی ما شروع می‌کنیم به توجیه کردن که اشتباه از جانب ما نبوده است و سپس به دنبال آن می‌خواهیم دلایل منطقی و محکمه‌پسند بیاوریم و حرفمان را ثابت کنیم، یعنی ما حرفی زده‌ایم که نمی‌توانیم از آن برگردیم و حاضریم هر بهایی بدهیم و سر حرفمان بمانیم حتی اگر شده باشد ضرر کنیم.

حتما دیده‌اید افرادی که بعد از سال‌ها یا حتی چند دهه اعتراف می‌کنند که کارشان اشتباه بوده است، شاید از همان ابتدا می‌دانستند یا حتی بعد از مدتی متوجه اشتباهشان شدند ولی چون حرف زده بودند، نمی‌توانستند از حرفشان برگردند، آنها تمام این سال‌ها درون چاه بودند و ممکن است به خاطر این کله‌شقی‌شان خیلی هم دچار ضرر روحی، جسمی و حتی مالی شده باشند.

۳- سرزنش کردن

سومین چاه بی‌انتهای احساسات منفی، سرزنش کردن است،
سرزنش کردن نقطه مقابل توجیه کردن است ولی از نوع منفی آن، وقتی ما اشتباهاتمان را توجیه می‌کنیم می‌خواهیم ثابت کنیم که ما اشتباه نکرده‌ایم و روی خودمان تمرکز می‌کنیم، می‌خواهیم خودمان را تبرئه کنیم، شاید دیگران بپذیرند یا نه، شاید برایشان زیاد مهم نباشد و بگویند این زندگی توست و خودت میدانی و آنها دیگر دنبال قضیه را نگیرند و این موضوع تمام شود، هرچند درون ما همیشه باقی می‌ماند.

اما وقتی سرزنش می‌کنیم می‌خواهیم ثابت کنیم که دیگران اشتباه کردند و نقطه تمرکز دیگران هستند، طبیعی است که آنها هم بخواهند به ما ثابت کنند که اشتباه نکردند، زیر بار نروند و حتی اگر حق با ما هم باشد، آنها هم شروع می‌کنند به توجیه کردن، در چنین حالتی هر دو طرف را به درون چاه انداخته‌ایم، درگیر یک جنگ روانی می‌شویم که هر دو طرف ضرر می‌کنند، مطمئنا بعد از سرزنش کردن، نوبت می‌رسد به ثابت کردن و پیدا کردن دلایل محکمه‌پسند.

توجیه کردن یعنی اینکه ما مقصر نیستیم، ما اشتباه نکرده‌ایم.
سرزنش کردن یعنی اینکه شخص دیگری مقصر است، اشتباه او باعث پیش آمدن چنین موقعیتی شده است.

حتما دیده‌اید که زن و شوهرهایی که بچه‌شان دچار مشکلی شده است، زن، شوهرش را مقصر می‌داند اینکه آنقدر درگیر کار شده است که از بچه‌شان غافل شده است و شوهر نوع تربیت همسرش را زیر سوال می‌برد، به نظرتان این جنگ روانی تا کی ادامه دارد؟

۴- اهمیت بیش از اندازه به نظرات دیگران

یکی دیگر از چاه‌های بی‌انتهای احساسات منفی، اهمیت دادن بیش از اندازه به نظرات دیگران است، وقتی برایمان خیلی مهم باشد که دیگران درباره ما چی فکر می‌کنند درون این چاه می‌افتیم، متاسفانه اکثر مردم درون این چاه هستند و تا آخر عمر هم درون آن باقی می‌مانند.

وقتی می‌خواهیم لباسی بخریم، به این فکر می‌کنیم که دیگران راجع به ما چی فکر می‌کنند، آیا این لباس را تایید می‌کنند یا به آن می‌خندند، در اصل می‌گوییم که ما تصمیم گیرنده نیستیم، بلکه دیگران باید تصمیم بگیرند که ما چی بپوشیم و وقتی ما تصمیم‌گیرنده نباشیم یعنی قدرتی هم نداریم، ما ضعیف هستیم.

اهمیت دادن بیش از اندازه به نظرات دیگران، باعث می‌شود ما برای دیگران زحمت بکشیم و زندگی کنیم، نه خودمان، تمام انرژی ما برای خوشحال کردن آنها هدر برود نه برای رویای خودمان، اگر آنها کارهای ما را تایید کنند، احساس خوشحالی می‌کنیم و به خودمان افتخار می‌کنیم ولی اگر تایید نکنند، دچار احساس خجالت، شرم، ناراحتی، خشم و عصبانیت می‌شویم.

اهمیت دادن بیش از اندازه به نظرات دیگران مانند ابر سیاهی است که در تمام طول زندگی‌مان بالای سر ما است و اجازه نمی‌دهد نور خورشید به ما برسد، همیشه هوای زندگی ما طوفانی است.

راهکار

برای اینکه درون این چاه‌های احساسی منفی نیفتیم چه کار باید انجام دهیم؟
اگر از قبل درون این چاه‌های احساسی منفی، باشیم، چه کار باید انجام دهیم؟

  • بهترین راه این است که از همان اول حواسمان جمع باشد و از این چاه‌ها دوری کنیم.
  • باید آگاهانه سعی کنیم تحت هیچ شرایطی درون این چاه‌های بی‌انتها نیفتیم.
  • باید احساسات منفی را در نطفه خفه کنیم و اجازه قدرتمند شدن را به آن ندهیم.
  • به دنبال ثابت کردن نباشیم، به جای آن انرژی‌مان را صرف موفقیت و دستیابی به هدف خود کنیم.
  • اگر از قبل درون چاه باشیم، باید توجیه کردن، سرزنش دیگران و ثابت کردن را متوقف کنیم.
  • اگر اشتباه کردیم، صادقانه آن را بپذیریم و درصدد جبران آن باشیم.
  • دیگران را به خاطر اشتباهشان سرزنش نکنیم.
  • باید از این به بعد به نظر خودمان بیشتر اهمیت بدهیم.
  • باید از این به بعد برای خودمان زندگی کنیم.

شاد و موفق باشید
منبع مدیر هدف
چنانچه این مطلب برای شما مفید بود لطفا آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 1 =

ثبت نام
CONTACT US
221, Mount Olimpus, Rheasilvia, Mars,
Solar System, Milky Way Galaxy
+1 (999) 999-99-99
PGlmcmFtZSBzcmM9Imh0dHBzOi8vd3d3Lmdvb2dsZS5jb20vbWFwcy9lbWJlZD9wYj0hMW0xOCExbTEyITFtMyExZDYwNDQuMjc1NjM3NDU2ODA1ITJkLTczLjk4MzQ2MzY4MzI1MjA0ITNkNDAuNzU4OTkzNDExNDc4NTMhMm0zITFmMCEyZjAhM2YwITNtMiExaTEwMjQhMmk3NjghNGYxMy4xITNtMyExbTIhMXMweDAlM0EweDU1MTk0ZWM1YTFhZTA3MmUhMnNUaW1lcytTcXVhcmUhNWUwITNtMiExc2VuITJzITR2MTM5MjkwMTMxODQ2MSIgd2lkdGg9IjEwMCUiIGhlaWdodD0iMTAwJSIgZnJhbWVib3JkZXI9IjAiIHN0eWxlPSJib3JkZXI6MCI+PC9pZnJhbWU+
Thank You. We will contact you as soon as possible.
فقط 4 ثانیه تا دانلود فاصله دارید!
کافیست آدرس ایمیل‌تان را وارد کنید
فقط 4 ثانیه تا دانلود فاصله دارید!
دانلود رایگان کتاب چگونه هوشمندانه تصمیم بگیریم و چگونه قاطعانه عمل کنیم
فقط 4 ثانیه تا دانلود فاصله دارید!
کافیست آدرس ایمیل‌تان را وارد کنید
دانلود رایگان کتاب
چگونه اهداف خود را تعیین کنیم و به آن برسیم
دستورالعمل تعیین اهداف
فقط 4 ثانیه تا دانلود کتاب فاصله دارید!
دانلود رایگان کتاب
چگونه اهداف خود را تعیین کنیم و به آن برسیم
دستورالعمل تعیین اهداف
فقط 4 ثانیه تا دانلود کتاب فاصله دارید!
فقط 4 ثانیه تا دانلود فاصله دارید!
کافیست آدرس ایمیل‌تان را وارد کنید
فقط 4 ثانیه تا دانلود فاصله دارید!
کافیست آدرس ایمیل‌تان را وارد کنید
فقط 4 ثانیه تا دانلود فاصله دارید!
کافیست آدرس ایمیل‌تان را وارد کنید
فقط 4 ثانیه تا دانلود فاصله دارید!
کافیست آدرس ایمیل‌تان را وارد کنید
فقط چند ثانیه تا دانلود فاصله دارید!
کافیست آدرس ایمیل واقعی و فعال‌تان را وارد کنید تا بتوانیم
لینک دانلود را برایتان ارسال کنیم.