رسیدن به اهدافمان

دوست عزیزی سوال بسیار مهمی پرسیده بودند و از آنجایی که خودم هم در این شرایط بودم و مطمئنم افراد زیادی در حال حاضر در این شرایط قرار دارند تصمیم گرفتم جواب و راهکار آن را به عنوان یک مقاله منتشر کنم.

سلام از مطالبتون ممنونم . ولی یه سوال؟ من چند ماهی میشود که دائما در حال تلاش برای رسیدن به هدفم هستم و از خیلی از لذت هایم گذشته ام و ایقدر به وضوح رسیدم که تا ده سال آینده ام را برنامه ریزی کرده ام.ولی سوال اینجاست چه کسی تضمین میکند که قانون جذب عمل میکند ؟ اگر اتفاق نیفتد عمر هدر رفته ی من رو کی برمیگرداند ؟چه کسی رنج های من را قدر میداند؟
ممنون میشوم وقتتان را بگذارید و پاسخ دهید.

دوست خوبم سلام
من هم از شما تشکر می‌کنم،‌ هم به خاطر اینکه مطالب سایت را مطالعه کرده‌اید و هم به خاطر سوالات خوبی که پرسیدید.
در مورد سوال اولتان ” چه کسی تضمین میکند که قانون جذب عمل میکند ؟ “

واقعیت این است که قانون جذب بزرگ‌ترین قانون حاکم بر جهان هستی است چه باور کنیم چه باور نکنیم، این قانون لحظه به لحظه در حال جواب دادن و عکس‌العمل به خواسته‌های ما است و هر چیزی که در این عالم هستی وجود دارد فرقی نمی‌کند چه چیزی باشد، تحت تاثیر این قانون قرار دارد، امروزه علم کوانتوم کاملا به این سوال جواب داده است.

فرض کنید یک نفر به قانون جاذبه اعتقادی ندارد و آن را یک چیز مسخره می‌داند، حالا اگر همین شخص از یک ساختمان بلند بیفتد، آیا آسیبی می‌بیند یا نه؟
جواب قطعا بله است.

قانون جاذبه اصلا کاری ندارد آن شخص قانون جاذبه را باور دارد یا نه، یا از چه نژاد یا جنسیتی است، یا حتی یک کودک ۲ ساله است که اصلا چیزی درک نمی‌کند و حتی زمان هم برایش مهم نیست، یعنی فرقی نمی‌کند یک نفر صبح از بالای ساختمان بیفتد یا شب، روزِ تعطیل باشد یا یک روز معمولی، برای همه و در هر لحظه یکسان عمل می‌کند.

قانون جذب

قانون جذب هم مانند قانون جاذبه همیشه و در هر لحظه عمل می‌کند و اصلا هم مهم نیست که کسی آن را باور کند یا نه، حال اگر شما آن را باور کنید می‌توانید به طور آگاهانه از آن استفاده کنید در غیر این صورت خیر.

در مورد خدا هم همینطور است، خیلی‌ها به خدا اعتقاد دارند و حضورش را در لحظه لحظه زندگی‌شان حس می‌کنند و می‌توانند هزاران دلیل بیاورند که خداوند وجود دارد و خیلی ها هم هستند که به خدا اعتقادی ندارند و او را منکر می‌شود و آنها هم می‌توانند هزاران دلیل بیاورند که خدا وجود ندارد، حالا اگر گروه اول هزاران دلیل منطقی و محکمه‌پسند هم بیاورند یا حتی معجزاتی نشان دهند که ثابت کند خدا وجود دارد باز هم گروه دوم قبول نخواهند کرد، کل تاریخ این را نشان داده است.

حتی جنگ‌ها و بحث‌های زیادی در این باره صورت گرفته است ولی اگر کسی نخواهد خدا را باور کند، هیچ چیز و هیچ کس نمی‌تواند نظر او را عوض کند، موضوع خداوند موضوع تازه‌ای نیست بلکه از هزاران سال قبل وجود داشته و حتی ۱۲۴ هزار پیغمبر برای راهنمایی، بشارت و معرفی خداوند به انسان فرستاده شده است، هزاران هزار معجزه به او نشان داده شده است و با اینکه میلیاردها میلیارد نشانه برای اثبات خدا، هست عده زیادی هنوز به او اعتقادی ندارند، حالا فرض کنید موضوع قانون جذب چند سالی است که به صورت جدی مطرح شده است، طبیعی است افراد کمی آن را شنیده باشند و آن را قبول داشته باشند.

اگر بخواهیم کمی دقیق‌تر به قانون جذب اشاره کنیم باید بگوییم که قانون جذب یک قانون ثانویه است و قانون اصلی قانون ارتعاش است که اگر آن را درک نکنید نمی‌توانید از قانون جذب به صورت آگاهانه استفاده کنید چون قطعه مهمی از پازل کم است.

جالب است بدانید که آقای ناپلئون هیل نویسنده کتاب “بیندیشید و ثروتمند شوید” قانون ارتعاش را کاملا درک کرده بود و آن را در کتابش بیش از ۳۰ بار به کار برده بود ولی بنا به دلایل نامعلوم ناشر وی کلمه و توضیحات قانون ارتعاش را از کتاب حذف کرد و این ماجرا بعد از ۷۰ سال کشف شد و یا جالب‌تر از آن فیلم راز است که اختصاصا به قانون جذب پرداخته است ولی در آنجا هم قانون ارتعاش حذف شده است، چرا، کسی نمی‌داند.

پس افرادی که فیلم راز را دیده‌اند و یا کتاب‌هایی در این زمینه مطالعه کرده‌اند و به این طریق با قانون جذب آشنا شده‌اند ولی نتوانسته‌اند به طور آگاهانه از قانون جذب استفاده کنند، حق دارند، چون این قانون آن طور که باید منتشر و معرفی نشده است.

با این تفاسیر این که قانون جذب عمل می‌کند یا نه کاملا به شما بستگی دارد، اگر آن را باور نداشته باشید هیچ معجزه یا حتی تضمینی نمی‌تواند ثابت کند که قانون جذب عمل می‌کند.

به نظر من اگر می‌خواهید از قانون جذب استفاده کنید بهتر است به جای اینکه به دنبال تضمین باشید خودتان دست به کار شوید و راجع به آن تحقیق کنید، شروع کنید آن را آزمایش کردن و اگر نشانه‌های آن را یافتید آن را تایید کنید و هر چقدر بیشتر آن را درک کنید بیشتر و بهتر می‌توانید به طور آگاهانه از آن استفاده کنید.

 

اما در مورد سوال دوم ” اگر اتفاق نیفتد عمر هدر رفته ی من رو کی برمیگرداند ؟”

یک نکته بسیار بسیار بسیار مهم را باید بدانید:
ما دو نوع تلاش داریم،
۱- تلاش فیزیکی
۲- تلاش ذهنی

در دنیا میلیون‌ها و حتی میلیاردها نفر وجود دارند و داشته‌اند که تمام تلاششان را کرده‌اند تا موفق شوند و به خواسته‌هایشان برسند، اما هرگز موفق نشده‌اند، به طور کلی دلیلش فقط یک چیز بوده: آنها فقط تلاش فیزیکی کرده‌اند.

شما هر خواسته‌ای که داشته باشید قبل از اینکه در واقعیت به آن برسید ابتدا باید در ذهن خود به آن برسید یعنی اول باید در ذهنتان تلاش کنید به آن برسید سپس در واقعیت به آن خواهید رسید.

پس یعنی اول باید تلاش ذهنی داشته باشید سپس تلاش فیزیکی.

تلاش ذهنی هزاران برابر مهمتر از تلاش فیزیکی است، اگر بخواهم به درصد بگویم، ما حدود ۱ تا ۵ درصد به تلاش فیزیکی نیاز داریم و بین ۹۵ تا ۹۹ درصد تلاش ذهنی.

و منظور از تلاش ذهنی این نیست که کل فرایند چگونگی رسیدن به هدف را در ذهن تجسم کنید و در ذهنتان شروع کنید کار کردن، بلکه منظور از تلاش ذهنی این است که روی نتیجه‌ی نهایی متمرکز شوید، روی زمانی که به هدف خود رسیده‌اید و آن را آنقدر واضح در ذهنتان تجسم کنید تا باور کنید که به آن رسیده‌اید.

هر موقع باورتان شد که در ذهنتان به آن خواسته رسیده و از آن لحظه لذت بردید، تاکید می‌کنم از آن لحظه لذت بردید، ذهن ناخودآگاه شما به طور اتوماتیک شروع می‌کند به انجام دادن کارهایی یا ایجاد شرایطی که خیلی راحت به خواسته‌تان برسید چون کل قدرت اجرایی ما دست ذهن ناخودآگاهمان است، اما اگر در ذهنمان باور نداشته باشیم به خواسته‌مان می‌رسیم، کوهی از تلاش فیزیکی هم نمی‌تواند ما را به خواسته‌مان برساند.

این را هم بگویم، باور تعاریف مختلفی دارد که یکی از آنها این است؛ باور یعنی حس اطمینان داشتن به چیزی، حالا به گفته خودتان دقت کنید، ” اگر اتفاق نیفتد عمر هدر رفته ی من رو کی برمیگرداند ؟” به نظرتان در این گفته آیا باور یا اطمینانی وجود دارد که به خواسته‌تان می‌رسید؟

پس اگر باور دارید به خواسته‌تان می‌رسید یا به عبارت دیگر اطمینان دارید به خواسته‌تان می‌رسید، حتما می‌رسید ولی اگر باور یا اطمینان نداشته باشید که به خواسته تان می‌رسید، یعنی اگر این حس اطمینان در شما وجود نداشته باشد که می‌توانید به خواسته‌تان برسید، کوهی از تلاش فیزیکی هم نمی‌تواند شما را به خواسته‌تان برساند. پس اینکه اتفاق بیفتد یا نیفتد کاملا به شما، باور و حس اطمینان شما بستگی دارد.

اما در مورد سوال سوم ” چه کسی رنج های من را قدر میداند؟”

تعبیر من از این گفته شما این است که شما یک هدفی انتخاب کرده‌اید به خاطر اینکه در شرایط خوبی نبوده‌اید و مجبور بوده‌اید آن را انتخاب کنید نه اینکه خواسته قلبی شما بوده است و حالا نه تنها برای رسیدن به آن هیچ لذتی نمی‌برید بلکه کاملا هم دارید رنج و عذاب می‌کشید و البته خودتان هم گفتید که سایر لذت‌های دیگر را هم کنار گذاشته‌اید.

من هم قبلا از این نوع هدف‌های اجباری داشته‌ام، یعنی بنا به شرایط باید آن را انتخاب می‌کردم تا شرایط را تغییر دهم و تمام تلاشم را می‌کردم که به آن هدف برسم، اهدافی که نه تنها لذت بخش نبودند بلکه کلی هم زجرآور بودند و نتیجه این میشد که یا اصلا به آن هدف نمی‌رسیدم یا باید ده‌ها برابر تلاش بیشتر می‌کردم تا به آن هدف برسم و اگر هم موفق می‌شدم که به آن هدف برسم باز هم شرایط تغییر نمی‌کرد و در نهایت بدتر هم می‌شد.

حتی هدفی داشتم که چند سال بود داشتم برایش تلاش می‌کردم و چون هدف اجباری بود نه تنها لذت نمی‌بردم بلکه کلی هم عذاب می‌کشیدم و رسیده بودم به جایی که حتی جرائت رها کردن آن را نداشتم چون اگر رها می‌کردم تمام آن زحمت‌ها از بین می‌رفت، واقعا شرایط بسیار بسیار سختی بود از طرفی از آن هدف هم بدم آمده بود و واقعا داشتم رنج و عذاب می‌کشیدم و اگر آن را نصفه و نیمه رها می‌کردم باز هم رنج و عذاب می‌کشیدم چون موفق نشده بودم و شکست خورده بودم آن هم با چند برابر تلاش.

می‌خواهم بگویم من هم این شرایط را تجربه کرده‌ام و کاری که خودم انجام دادم را می‌گویم شاید بتوانید از آن الگو بگیرید و یا یک ایده‌ای به ذهنتان برسد.

اولین کاری که کردم این بود؛ که به خودم گفتم اگر قرار است برای رسیدن به این هدف این همه رنج و عذاب بکشم اصلا این هدف را نمی‌خواهم، حداقل اینقدر زجر نمی‌کشم. به محض اینکه این را گفتم و جرائت کردم رهایش کنم انگار سنگینی یک کوه از روی دوشم برداشته شد، تازه آنجا بود که متوجه شدم چقدر داشتم عذاب می‌کشیدم، بعد از این تصمیم به یک رهایی وصف ناشدنی رسیدم.

کار دومم این بود که به خودم گفتم فعلا برای مدتی هیچ هدفی انتخاب نمی‌کنم و اصلا دیگر هیچ تلاش فیزیکی برای رسیدن به هیچ هدفی انجام نخواهم داد. این تصمیم هم خیلی لذت بخش بود، خیلی کِیف داد.

سومین تصمیمی که گرفتم این بود؛ به خودم گفتم می‌خواهم از زندگی‌ام لذت ببرم و بعد شروع کردم به کارهایی که می‌توانستم با انجام آنها لذت ببرم مثل رفتن به استخر، لباس خریدن، رفتن به طبیعت و خیلی موارد دیگر.

خیلی جالب بود کم‌کم فکرم آرام شد، دیگر فشاری احساس نمی‌کردم، سبک شده بودم، مغزم کاملا استراحت کرده بود، هیچ فکری توی ذهنم نبود، همین کارهای به ظاهر ساده باعث شد شرایط عوض شود، انگار همه چیز به یکباره تغییر کرده بود با اینکه من هیچ کاری برای تغییر اوضاع و شرایط انجام نداده بودم، بعدها که اطلاعاتم توی این زمینه بیشتر شد فهمیدم که همه‌ی این زجرها به خاطر وجود قانون جذب بود چون من در جهت اشتباه از آن استفاده کرده بودم.

قانون جذب خیلی ساده توضیح میدهد که فکر غالبتان هر چی باشد چه خوب چه بعد، موارد بیشتری را از آن تجربه خواهید کرد و از آنجایی که من از آن هدف رنج و عذاب می‌کشیدم و تمام تمرکزم و فکر غالبم روی زجرها و سختی‌های آن هدف بود بنا به قانون جذب موارد بیشتری از آن فکر یعنی موارد بیشتری رنج و عذاب و شرایط بد و سخت را جذب می‌کردم، تازه آن موقع بود که فهمیدم که چرا هر چی تلاش می‌کنم شرایط تغییر نمی‌کند و نمی‌توانم قدم از قدم بردارم و پیشرفت کنم و حالا چون تمرکزم را از روی آن هدف برداشته بودم و روی لذت بردن گذاشته بودم بنا به قانون جذب داشتم موارد بیشتری از آن را تجربه می‌کردم و دائم اتفاقات جالب و خوبی می‌افتاد انگار معجزه رخ داده بود.

همانطور که گفتم بعدها متوجه روند قانون جذب شدم و چون آن موقع اطلاعاتم کم بود و قانون جذب را نمی‌شناختم، فکر کردم شانس به من رو کرده است، بعد از مدتی چون تمرکزم دوباره روی موارد اشتباه رفت بنا به قانون جذب باز هم موارد بد بیشتری را تجربه کردم و مدتی در شرایط سخت بودم.

این را هم بگویم دوباره روی آن هدف کار کردم ولی این بار چون نگرشم تغییر کرده بود در ظرف کمتر از یک سال توانستم به هدفم برسم در صورتی که قبلا چند سال بود داشتم برایش زحمت می‌کشیدم ولی پیشرفت چندانی حاصل نشده بود.

شما هم باید کمی ذهنتان را آرام کنید، اگر دارید به سختی به سمت هدفتان می‌روید، اگر تلاش‌هایتان جواب نمی‌دهد، اگر خسته شده‌اید یا دارید زیر بار خواسته‌هایتان خم و فرسوده می‌شوید، شاید لازم باشد برای مدتی آنها را به حال خود رها کنید و به خودتان برسید، روحتان را که در این مدت زخم‌های زیادی برداشته است را مداوا کنید، شاید لازم باشد مسافرتی بروید، با دوستانتان بیشتر معاشرت کنید، مهمانی بروید، مهمانی برگزار کنید و هر کاری که لازم باشد تا خودتان را بازآرایی کنید احساس خوبی داشته باشید.

دوست عزیز برای رسیدن به هدف باید نرم و روان پیش رفت باید به یک حس اطمینان رسیدن به هدف پیش رفت، باید با این حس که من می‌توانم به این هدف برسم پیش رفت، در این حالت درست مانند این است که درون یک قایق در رودخانه هستیم و حتی با اینکه پارو نمی‌زنیم یا آرام و آهسته پارو میزنیم ولی بدون هیچ مقاومتی به سمت دریا که همان خواسته و هدف ما است پیش می‌رویم، انگار همه چیز و همه شرایط خودبه‌خود درست می‌شود و ما به سمت هدفمان پیش می‌رویم.

ولی اگر دارید سخت تلاش و تقلا می‌کنید مانند این است که در همان قایق و در همان رودخانه ولی در جهت خلاف رودخانه دارید پارو می‌زنید و در این حالت هر چقدر هم که سخت تلاش کنید باز هم به هدفتان نخواهید رسید و حتی در این راه فرسوده خواهید شد و ناامیدی و یاس بیشتری را تجربه خواهید کرد، برای اینکه این اتفاق نیفتد اول جهت درست را پیدا کنید.

امیدوارم به جواب سوالات‌تان رسیده باشد، در ضمن یک سوال نبود سه تا سوال بود.
شاد و موفق باشید

1 دیدگاه

  1. علیرضا گفت:

    از نظر من زمان بزرگترین ثروت است و شما این ثروت را برای من و دوستانی که مثل گذشته ی من فکر میکردند خرج کردید . از شما بی پایان سپاسگزارم چون لطف بزرگی را در حق من و در حق کسانی که قرار است در آینده آن ها را درمان کنم انجام دادید . بخاطر زیاد بودن سوال ها عذر خواهی مرا بپذیرید.
    زندگیتان سرشار از اتفاقات عالی .ممنونم که وقت گذاشتید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

CONTACT US
221, Mount Olimpus, Rheasilvia, Mars,
Solar System, Milky Way Galaxy
+1 (999) 999-99-99
PGlmcmFtZSBzcmM9Imh0dHBzOi8vd3d3Lmdvb2dsZS5jb20vbWFwcy9lbWJlZD9wYj0hMW0xOCExbTEyITFtMyExZDYwNDQuMjc1NjM3NDU2ODA1ITJkLTczLjk4MzQ2MzY4MzI1MjA0ITNkNDAuNzU4OTkzNDExNDc4NTMhMm0zITFmMCEyZjAhM2YwITNtMiExaTEwMjQhMmk3NjghNGYxMy4xITNtMyExbTIhMXMweDAlM0EweDU1MTk0ZWM1YTFhZTA3MmUhMnNUaW1lcytTcXVhcmUhNWUwITNtMiExc2VuITJzITR2MTM5MjkwMTMxODQ2MSIgd2lkdGg9IjEwMCUiIGhlaWdodD0iMTAwJSIgZnJhbWVib3JkZXI9IjAiIHN0eWxlPSJib3JkZXI6MCI+PC9pZnJhbWU+
Thank You. We will contact you as soon as possible.
فقط 4 ثانیه تا دانلود فاصله دارید!
کافیست آدرس ایمیل‌تان را وارد کنید
فقط 4 ثانیه تا دانلود فاصله دارید!
دانلود رایگان کتاب چگونه هوشمندانه تصمیم بگیریم و چگونه قاطعانه عمل کنیم
فقط 4 ثانیه تا دانلود فاصله دارید!
کافیست آدرس ایمیل‌تان را وارد کنید
دانلود رایگان کتاب
چگونه اهداف خود را تعیین کنیم و به آن برسیم
دستورالعمل تعیین اهداف
فقط 4 ثانیه تا دانلود کتاب فاصله دارید!
دانلود رایگان کتاب
چگونه اهداف خود را تعیین کنیم و به آن برسیم
دستورالعمل تعیین اهداف
فقط 4 ثانیه تا دانلود کتاب فاصله دارید!
فقط 4 ثانیه تا دانلود فاصله دارید!
کافیست آدرس ایمیل‌تان را وارد کنید
فقط 4 ثانیه تا دانلود فاصله دارید!
کافیست آدرس ایمیل‌تان را وارد کنید
فقط 4 ثانیه تا دانلود فاصله دارید!
کافیست آدرس ایمیل‌تان را وارد کنید